شمس سراج عفيف
380
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
سلطان فيروز شاه بازنمود كه درون دهليء قديم زنارداري بىهنجاري پيدا كشته كه براي بتپرستي بآشكارا در نشسته - در خانهء آن بتپرست بتپرستي مىشود - و تمام خلائق شهر از طائفهء مسلم و هنود « 2 » براي پرستيدن بت در خانهء او ميروند « 3 » - و آن زناردار و كافر بدكردار يك مهرگيء چوبين راست كرده - درون و بيرون آن صورت ديوان بانواع نقاشي منقش گردانيده - و اهل كفر در روز معين در خانهء آن زناردار جمع آمده اساس بتپرستي بنياد نهاده - چنانچه هيچ عهدهداري پركارى ازين حال خبر ندارد - درين محل پيش حضرت شهنشاه اكمل بتكرار رسانيده كه عورتى مسلمه را آن زناردار مرتده كرده - و در دين كفر درآورده - چون چندگاه حكايتهاي آن زناردار از آثار گفتار مخبران نيكوكار منتشر « 4 » شده و اعوان درگاه و انصار بارگاه به حضرت شهنشا متواتر گفته فرمان از پيش خسرو جهان شده تا آن زناردار را به آن مهرگي بهم در شهر فيروزآباد بيارند - چون آن زناردار باضطرار تمام در فيروزآباد آمد « 5 » از حضرت فيروز شاه فرمان شد تا تمام علماي عظام و مشائخ اهل اكرام و مفتيان خوش كلام را در حضرت بطلبند - و از ايشان فتوي طلبند - و دران فتوى اين تمام واقعه بيان كنند - چون علما و مشائخ صلحا و مفتيان اهل صفا حاضر شدند و بر ايشان از حال آن زناردار « 6 » بازنمودند اهل علم فتوى داده
--> ( 2 ن ) يهود * ( 3 ن ) ميرفتند * ( 4 ن ) مسموع * ( 5 ن ) آوردند * ( 6 ن ) آن طوائف *